انچه در قسمت قبل خواندید
جف اینجا چیکار میکنه؟
بعد یهو دست و پام رو بست دهنمم بست و از در پشتی پیتزا فروشی گذاشتم تو یه ماشین و قبل اومدنش پیتزا فروشی رو آتیش زد.
من:یعنی خالم رو دزدیدن؟ و تو هیچ کاری نکردی؟

پینکی: دزدیده شدنش رو مطمئن نیستم اخه....
برای خواندن قسمت جدید برید ادامه
برچسب: to force one out of the church is to,to force one's hand,to force one's beliefs on another,
نویسنده: رضا رحیمی