سه چیز ک ازشون متنفرم 
تنها امید امسالم اینع ک وایولت و ملوشا هم تو دبیرستانن
مدرسه ای که هیچی ازش نمدونم
دانش آموزاش:|
معلماش:|
کلاساش:|
به هر حال من مد و طراحی لباس می خونم
درسی که عاشقشم
بعدش می رم پاریس و یه مدل و طراح لباس مشهور و محبوب میشم
خعیلی سخت بود خداحافظی با الکساندرا.........
الکساندرا دوست دوران مدرسم بود
رشته ای ک می خواد بخونه تجربیه:|
بچه خرخون:|
و معلوم نی کدوم مدرسه بره:| امسال این قدر اسرار کردم من رو بفرستن مدرسه فایری:|
ولی نشد ک نشد
پیله کردن رو این مدرسه:| مدرسه ی "لایت اف دریمز"
بالاخره رسیدم:|
در رو باز کردم و رفتم تو
این ک صد در صد سالن اصلیه:|
دفتر مدیر هم اینجاس
رفتم تو دفتر مدیر
+سلام تی تی پارکر هستم دانش آموز جدید
یهو یه خانم سرتا پا صورتی رو دیدم و یکی سر تا پا لجنی
لجنیه گفت: ناظم 1 چریسالیس هستم :| منتظر باشید خانم مدیر بیاد
صورتیه حرف نمی زد
+الو خانم شما لالین؟!
یهو زبون باز کرد و خیلی خیلی سریع گفت: سلام فلافی پوف هستم ناظم دوم درباره ی شما زیاد شنیدم
شما و خانوادتون خعیلییییییییییی به این مدرسه لطف دارین:) ما خیلی مفتخریم که شما رو داریم:)
باور کنین همه اینا رو تو 5 ثانیه گفت:|
قیافه من: 


+خدایا سال تحصیلی سختی رو در پیش دارم خودت کمکم کن:|
یهو یه نفر اومد تو که مث انسان بود :| بالاخره!!!
نوری از امید پدیدار شد:|
+تی تی پارکر هستم شاگرد جدید:|
-سلام مدیر کارن هستم :) خیلی لطف دارید که به این مدرسه اومدید! اگر شما و خانوادتون نبودین این مدرسه الان اینجا نبود:)
+ممنون:|
کارن: یه نفر قراره بیاد مدرسه رو به شما نشون بده:) اظهار داشته شما رو میشناسه:) بعدم شما رو می بره اتاقتون تو خوابگاه:) اتاق شما بزرگ ترین اتاقه پایگاهه:) و شما 4 تا هم اتاقی دارید:)
+ممنون:|
-اینم کلید اتاقتون:)
کلید رو گرفتم که برگشتم یهو. باورم نمی شد..............
یعنی..... خدا ...... خیلی دوست دارم......
+ *داد زدم* الکسا(مخفف الکساندرا)!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
الکسا: *با چشم گریان مثل من* تی تی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کارن: مثل اینکه خانم جانسون دروغ نگفته و واقعا شما رو میشناسه:) ایشون هم اتاقیتون هم هس:)
بغلش کردم..............
-بعد از بازدید مدرسه
رفتیم طرف خوابگاه. کلید رو کردم تو در اتاقم و در رو باز کردم:| این بود بزرگ ترین اتاق؟
یه اتاق 10 ، 15 متری بود که توش 3 تا تخت 2 طبقه و 4 کمد بود و 1 یخچال:|
2 تا هم سرویس بهداشتی داشت:|
یه لعنت گفتم به شانسم و رفتم یک تخت رو انتخاب کردم که بالاش الکساندرا می خوابید. یهو دو نفر وارد شدن که با دیدنشون کپ کردم
+ وایولت؟؟؟؟؟؟؟؟ ملوشا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الکسا: شما ها همو می شناسین؟؟؟؟؟؟؟
+ معلومه. اینا دختر دایی هامن:|
یهو پشت سرشون یه دختر با سورت آبی کم رنگ و موهای آبی و بنفش اومد.....
-آریانا جاسپر هستم رشته مد و طراحی لباس می خونم :|
+تی تی پارکر رشته مد و طراحی لباس سال اولی هستم:|
-منم همین طور:|
+خوش بختم:|
مولشا رو تخت کنار من طبقه پایین می خوابید، آریانا هم بالاش:|
وایولت هم تو یه تخت دو نفره تکی می خوابید:|
هرکی وسایلش رو در آورد و گذاشت کمد که سر کمد اضافی بین من و آریانا دعوا شد:|
+من کمک بیشتری ب این مدرسه کردم من وسایلم رو می زارم توش:|
-اوه ن بابا خیریه:|
+چیزی بگو ک بهت بیاد:|
-منظور؟!
+تو مال این حرفا نیستی:|
-اوه ن بابا
در کمد باز بود ک یهو من رو کرد توش و در رو بست و قفل کرد:|
+کمکککککککککک کمککککککککککککک پلیز هلپ مییییییییی:( 



نمیدونستم بیرون چ خبره ولی حس کردم دارم هوا کم میارم.... یه ربع گذشت ک در کمد باز شد:|
+اون آریانا .... کجاست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!یهو جلوم سبز شد
گارد گرفتم:| وقت یک دعوای زنانه بود:|
اون موی من و می کشید من موی اون رو:| هم رو گاز می گرفتیم و کتک می زدیم:|
اون چک می زد من رو من اون رو:|
آخر با سر و صورت خونی هر دوتامون آتش بس کردیم:|
+پ کمد مال هردومون شد:|
هرکدوم ب سمت یک دستشوویی شیرجه رفت
شیر آب رو باز کردم و خون های صورتم رو پاک کردم:|
آخر مجبور شدم پنبه بزارم توی سوراخ های دماغم بخاطر خون
اومدم بیرون و آریانا رو کبود و چسب زخم بارون دیدم:|
+*بی اختیار زدم زیر خنده:|) 

آریانا: خنده داره این وضعیت؟
+ن ولی قیاغه تو آرع:) 

پایان
برای قسمت بعد 6 نظر
در قسمت بعد می خوانیم:|
+یعنی واقعا این یونیفرم ماست؟!
-سلام تیلور لودرز هستم
+بچه ها درموردش تحقیق کردم خعیلی کلبه باحالیه:|
میراندا: بیاین باهم بریم
همه: باشه
ملوشا: من می ترسم
وایییییییییییییییییییییییی سوسک اااااااااااا
+کوفت
وایولت: من گشنمه
میراندا: این دیگه چیه؟|
بای 
پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۶ ♫ 16:17 ♫ tt :| (دخیــ خیالیــــ) ♫
برچسب:
نویسنده: رضا رحیمی