
سلام به همگی اینجا وبلاگ من(سانست شیمر) و اداجیو(هیوا) هستش♫♡از اونجایی که معلومه این وب درباره ی پونی هستش♫♡و امیدواریم تو این وبلاگ به شما خوش بگذره♫♡تاريخ تولد وب١٣٩٤/٤/١٤...
ادامه مطلب
رریتنی: اینجاست! از ماشین پیاده شد...... توایلایت: فلورا! رامونا! شما دوتا همینجا بمونید! فلورا و رامونا: باشه. توایلایت و رینبودش از ماشین پیاده شدن...... رریتنی: هر چی در میزنم درو باز نمیکنه! مثل اینکه خونه نیست! در خونه رو شکستن و رفتن داخل خونه...... رریتنی: باید کل خونه رو بگردیم! هر کسی رفت یک جای خونه و خونه رو گشتن...... نیم ساعت بعد..... افسر پلیس ۱: از قراره معلوم با گروگان فرار کرده! توایلایت: با جک اسمیت! رینبودش: چرا همچین چیزی میگی؟ رریتنی: توایلایت: من بارها ماشین جک اسمیت رو دیدم! رریتنی: خب؟..... توایلایت: پس باید رد این چرخارو بشناسم دیگه! به روی زمین اشاره کرد...... رینبو...
ادامه مطلب
داخل ماشین جک........ جک: حالا چرا داری فرار میکنی؟ نیکا: حوصله توضیح ندارم! فقط تا دو روز منو از اینجا دور کن! جک: باشه! هر چی تو بگی! نیکا دستشو گذاشت زیر چونه اش و بیرون رو تماشا کرد...... نیکا: صبح روز بعد...... رامونا از خواب بیدار شد و بعد از عوض کردن لباسش از اتاق خارج شد...... رامونا: اوه! صبح بخیر کامیلا! کامیلا: سلام! صبح تو هم بخیر. رامونا: امیلی کجاست؟ کامیلا: تو اتاقه. خواب بود نخواستم بیدارش کنم! دیشب تا صبح خواب بد میدید و بلند میشد گریه میکرد! رامونا: آهان! کامیلا: فلورا و نیکا هنوز خوابن؟ رامونا: آره بابا! اون دوتا ساعت ۷ صبح بیدار نمیشن هیچوقت! ولی بیا بریم بیدارشون کنیم! ک...
ادامه مطلب
کدوم یکی از نویسنده هایی که انین دسترسی کامل رو دارید؟ اگرم کامل کامل نیست میتونین دسترسی من رو به بعضی چیز ها مثل قالب و و صفحات جدا و اینکه نویسنده بزاریم باز کنید؟ لطفا...
ادامه مطلب
سلام خوبین؟ ببخشید نیستم اما یه خبر خوب دارم براتون برای تابستون 96 میخوام یه داستان بزارم در مورد رینبودش و رامونا عید هم توضیجاتش رو میگم راستی برام دعا کنین از فردا امتحانام شروع میشه...
ادامه مطلب
ببخشيد نميام! اگه بدونين چقدر امتحان ريخته رو سرم! الان هم اومدم فقط بگم كه از نويسندگان وب كمال تشكر رو دارم كه توي وب مطلب ميذارن و از كساني كه نظر ميدن هم ممنون! اداجيو دازل ( هيوا )...
ادامه مطلب
سلام بکس! من برگشتم.... زندگی رریتنی رو هم به کل تغییر دادم... تمام داستان هام لغو شد منم ازتون عصبیم چرا وقتی من رفتم این نویسنده ها جز اذین پستی نزاشتن و کامنت ها کم شد من میرم ولی میتونین جبران کنین و کاری کنین که نرم به این پست 10 کامنت بدید و برید وبم کامنت بدید www.adultnews-kidsnews.mihanblog.com تو اون وب نگین نرو ها کامنت خوب ولی اینجا نرو هم ازاده هنوز رریتنی پونیه منه و خواهر اداجیو و ویکتوریا پونیه دیگمه...
ادامه مطلب
بالاخره تموم شد! برین ادامه...
ادامه مطلب
چرا نمیری ادامه؟ نکنه منتظر یه مریدی که بیاد بخوردت؟___________________________ وایسا الان یکی احضار میکنم که کلا نسلتو از کره زمین پاک کنه! / تا نیومده برو ادامه...
ادامه مطلب
عاشقان پونی دوست داران داستان من دیگه خسته شدین اینقدر پارت نذاشتم؟ خب... انتظار به سر رسید! برین ادامه و بالاخره قسمت بعدو بخونین راستی این داستان به امید خدا با دو قسمت دیگه تمومه...
ادامه مطلب
من برگشتم با قسمت جدید برین ادامه...
ادامه مطلب
برای جشن گرفتن شاید یکم دیر باشه ولی برین ادامه!!!هیوا و رریتنی و کیرا حتما برن !!!...
ادامه مطلب
ببخشید من داستان مرگ رو باز از 15 شهریور شروع میکنم سعی مکنم تا مهر این داستان رو تموم کنم اااادددداااااامممهههههه...
ادامه مطلب