آپارتمان باحال پونی ها

متن مرتبط با «شانزدهم» در سایت آپارتمان باحال پونی ها نوشته شده است

انتقام جو قسمت شانزدهم فصل دوم ( قسمت سی و ششم )

  • نیلوبلاگ

    نیکا همچنان توی پیاده رو شلوغ داشت راه میرفت و گریه میکرد....... توی ذهن نیکا..... نیکا ( وقتی ۵ سالش بود ): مامان! قول بده هیچوقت تنهام نمیذاری! اداجیو: من بهت قول میدم که تا جون دارم باهات باشم و ولت نکنم! نیکا ، اداجیو رو بغل کرد....... بیرون ذهن نیکا...... نیکا: ولی ولم کردی مامان! بهم قول دادی ولی نتونستی بهش عمل کنی! رفت داخل یک کوچه و گوشه ی دیوار نشست....... نیکا: آخه مدرک از کجا پیدا کنم؟ ۱۶ روز بیشتر وقت ندارم! در یک عمارت بزرگ........ توی یکی از اتاق ها که پنجره ی خیلی کوچیکی داشت فلورا گوشه ی دیوار نشسته بود و پاهاشو تو شکمش جمع کرده بود و خیلی آروم گریه میکرد...... باروُن کنار پن...

    ادامه مطلب
  • انتقام جو قسمت شانزدهم فصل اول

  • نیلوبلاگ

    جک: خب! اینم از این! طناب دست نیکا رو محکم کشید..... نیکا: آی! اییییشششش!!! جک: بهت پیشنهاد میدم که اصلا کاراگاه نشی! چون اگه بخوای کسی رو نجات بدی خودت هم گیر میوفتی! فکر کنم قبل اینکه میخوای دست به کاری بزنی اصلا نقشه نمیکشی! نه؟ نیکا: سعی میکنم جوابتو ندم! جک: باشه! هر جور مایلی! خانوم دکتر؟ نمی...

    ادامه مطلب
  • پایان زندگی قسمت شانزدهم ( the end of life )

  • نیلوبلاگ

    ببخشید دیر شد. خودتون میدونین مسافرت بودم. برین ادامه لطفا. ...

    ادامه مطلب