آپارتمان باحال پونی ها

متن مرتبط با «بیست» در سایت آپارتمان باحال پونی ها نوشته شده است

انتقام جو قسمت بیست و چهارم فصل دوم ( قسمت چهل و چهارم )

  • نیلوبلاگ

    مرکز ترک اعتیاد...... دوتا پرستار اومدن و نیکا رو گرفتن و داشتن میبردنش تو یکی از اتاق های اونجا...... نیکا خودشو میکشید..... نیکا: نه! خاله رریتنی! نذارین منو با خودشون ببرن! نذاررریییینننن!!! پرستار ۱: بیا عزیز دلم....بیا بریم. نیکا: نهههه!!! به زور بردنش تو اتاق...... رریتنی: رئیس مرکز ترک اعتیاد: چهار ماه کامل باید اینجا تحت درمان باشه! رریتنی: خواهش میکنم باهاش مهربون باشید! اون تو این چند ...

    ادامه مطلب
  • انتقام جو قسمت بیست و دوم فصل دوم ( قسمت چهل و دوم )

  • نیلوبلاگ

    بارون شدیدی همچنان میبارید...... داخل ماشین رریتنی...... توایلایت: حالا کجا باید بریم؟ رریتنی: گفتم که! بازم بگم؟ رینبودش: رریتنی! از کجا معلوم خوابت درست باشه؟ بی خیال! رریتنی: هووووووففففف ( نفس عمیق ) ماشینو روشن کرد و برف پاک کن رو زد و حرکت کرد....... از شهر خارج شدن....... توایلایت: ساعت ده و چهل و هفت دقیقه است! واااای! زمان داره میگذره! رینبودش: اگه اینبار هم اشتباه کنیم نیکا رو برای همیش...

    ادامه مطلب
  • انتقام جو قسمت بیست و سوم فصل دوم ( قسمت چهل و سوم )

  • نیلوبلاگ

    اتاق تزریقات....... فلورا و رامونا هنوز بیهوش بودن....... زنه سریع درو باز کرد و رفت داخل و درو بست و قفل کرد...... - اگه پیداشون کنن چی؟ به ساعتش نگاه کرد..... - فعلا بیهوش هستن ولی به هوش بیان بدبخت میشم! رفت بالای سر فلورا و رامونا...... - مخصوصاً این دوتا که خیلی رو مُخن! نمیتونم اینطوری هم ببرمشون بیرون وگرنه ممکنه مُچَم رو بگیرن! چه کار کنم؟ یکم تو اتاق راه رفت....... - میدنایتا کجان؟ هر ل...

    ادامه مطلب
  • انتقام جو قسمت بیستم فصل دوم ( قسمت چهلم )

  • نیلوبلاگ

    اداره ی پلیس...... توایلایت: فهمیدین؟ رینبودش: ولی اول باید پیداشون کنیم تا این نقشه رو عملی کنیم دیگه! توایلایت: پیدا میکنیم! فلورا: خاله رریتنی کجاست؟ رامونا: فکر کنم رفته بیرون زیر بارون رو پله ها نشسته. توایلایت: میرم باهاش صحبت کنم! توایلایت رفت بیرون...... رریتنی روی پله ها نشسته بود....بارون شدیدی میومد.... توایلایت: رریتنی؟ سرما نخوری! هوا سرده! رریتنی داشت آروم آروم اشک میریخت..... رریتنی: نگران من نباش! توایلایت: رریتنی! تو داری گریه میکنی؟ از یک پله رفت پایین و کنار رریتنی نشست...... رریتنی: توایلایت! من چجور مادر و خاله ای هستم؟ دخترم رو که فقط چند ساعت دیدم بعد ۸ سال! خواهر زادمم ...

    ادامه مطلب
  • انتقام جو قسمت بیست و یکم فصل دوم ( قسمت چهل و یکم )

  • نیلوبلاگ

    رریتنی: اینجاست! از ماشین پیاده شد...... توایلایت: فلورا! رامونا! شما دوتا همینجا بمونید! فلورا و رامونا: باشه. توایلایت و رینبودش از ماشین پیاده شدن...... رریتنی: هر چی در میزنم درو باز نمیکنه! مثل اینکه خونه نیست! در خونه رو شکستن و رفتن داخل خونه...... رریتنی: باید کل خونه رو بگردیم! هر کسی رفت یک جای خونه و خونه رو گشتن...... نیم ساعت بعد..... افسر پلیس ۱: از قراره معلوم با گروگان فرار کرده! توایلایت: با جک اسمیت! رینبودش: چرا همچین چیزی میگی؟ رریتنی: توایلایت: من بارها ماشین جک اسمیت رو دیدم! رریتنی: خب؟..... توایلایت: پس باید رد این چرخارو بشناسم دیگه! به روی زمین اشاره کرد...... رینبو...

    ادامه مطلب
  • انتقام جو قسمت نهم فصل دوم ( قسمت بیست و نهم )

  • نیلوبلاگ

    اتاقی تاریک در ته راهرو ۲۱۴...... در اتاق باز شد و یک دختر رفت داخل...... - اون فسقلی رو چه کارش کردی؟ - بردمش موتور خونه! - عالیه! اینطوری یه مقدار آروم میگیره! - تا ابد اونجا نمیمونه! بالاخره میفرستمش اون دنیا! - عجله نکن! اول باید نیکا رو نرم کنی! بعدش! - میدونم! اتاق نیکا...... نیکا روی تخت دراز...

    ادامه مطلب
  • انتقام جو قسمت هشتم فصل دوم ( قسمت بیست و هشتم )

  • نیلوبلاگ

    خونه لارا...... نیکا به هوش اومد و وقتی به خودش اومد دید به صندلی بسته شده و هر چی تقلا کرد نتونست حرکتی انجام بده. انقدر برای اومدنش عجله کرده بود که یادش رفته بود کیفشو بیاره...... بعد از کلی وول خوردن یکهو چشمش به سیم برق افتاد...... نیکا: سیم برق بریده شده جرقه ی وحشتناکی زد........ نیکا سرشو ا...

    ادامه مطلب
  • انتقام جو قسمت هفتم فصل دوم ( قسمت بیست و هفتم )

  • نیلوبلاگ

    فلورا مدام توی اتاق چرخ میزد و دور خودش میچرخید..... رامونا: ببین! اگه یه جا وایسی هم درسته ها! باور کن سر گیجه گرفتم انقدر که چرخیدی! فلورا: ۲ ساعته! ۲ ساعته رفته بیرون هنوز نیومده! برف هم در هر دقیقه سرعتش بیشتر میشه! رامونا: میدونم! منم حال خوشی ندارم باور کن! فلورا: باید بریم اداره ی پلیس! هر ط...

    ادامه مطلب
  • انتقام جو قسمت ششم فصل دوم ( قسمت بیست و ششم )

  • نیلوبلاگ

    نیکا: چی میگی فلورا؟ فلورا: تو این عکس رو دیدی؟ عکس مکس رو نشونش داد..... نیکا: نه! اولین باره که میبینمش! فلورا: ولی به نظرم اینا رد انگشتای توئه! رامونا: فلورا! چی داری میگی؟ فلورا: رامونا! من میدونم که دارم چی میگم! نیکا: فکر کنم به سرت هم ضربه خورده! فلورا: نیکا! این عکس درست پشت در اتاق آروشکا...

    ادامه مطلب
  • انتقام جو قسمت پنجم فصل دوم ( قسمت بیست و پنجم )

  • نیلوبلاگ

    بعد از خوردن زنگ تفریح...... فلورا: بچه ها! نیکا نیومد سر کلاس! دلم شور میزنه! رامونا: واقعا؟ فلورا به نشونه ی تائید سرشو تکون داد..... بریتنی: مثل اینکه دنیرا هم سر کلاس نرفته! فلورا: وای! شدن ۴ تا! رامونا: باید بریم زیر زمین رو هم نگاه بندازیم! یادتونه؟ اون شب مکس رو هم تو زیر زمین پیدا کردیم! بری...

    ادامه مطلب
  • انتقام جو قسمت دوم فصل دوم ( قسمت بیست و دوم )

  • نیلوبلاگ

    امیلی: تو..... تو......مامانمو کشتی! جک: نوبت تو هم میرسه کوچولو! امیلی دوید سمت پله ها و رفت پایین و رفت توی آشپزخونه...... جک هم رفت دنبالش..... امیلی یک چاقو از توی ظرف های شسته شده برداشت و گرفت جلو.... امیلی: نیا جلو! نیا به جون مامانم میزنمش تو پهلوت! دستاش میلرزید..... جک: خب پس منتظر چی هستی...

    ادامه مطلب
  • انتقام جو قسمت سوم فصل دوم ( قسمت بیست و سوم )

  • نیلوبلاگ

    جک: بزن دیگه! از چی میترسی؟ نیکا: بترسم؟ جوک نگو! اتفاقا اگه بخوام شلیک کنم اولین گلوله رو میزنم به مغز تو تا بفهمی که میترسم یا نه! جک: آخ که دلم میخواد یه فرصتی گیرم بیاد! اون زبون دراز تو رو قششششنگ کوتاه کنم تا دیگه انقدر واسه من زبون نریزی دختره ی خیره سر! نیکا: فکر نکنم دیگه فرصتی گیرت بیاد! چ...

    ادامه مطلب
  • انتقام جو قسمت چهارم فصل دوم ( قسمت بیست و چهارم )

  • نیلوبلاگ

    نیکا از اتاق آروشکا بیرون اومد و عینکشو داد بالا و درو بست....... آروم آروم از پله ها پائین رفت و رفت سمت اتاقش..... نیکا: پائین پله ها به رامونا برخورد کرد....... رامونا: کجا بودی؟ نیکا: طبقه رو اشتباهی رفته بودم! رامونا: آه.....آهان! نیکا: ببخشید! از کنار رامونا رد شد و رفت داخل اتاقش و درو بست.....

    ادامه مطلب